شباهت عکسهای منتشر شده با مهناز زندگیش را در آستانه فروپاشی قرار داده

0
11405
Loading...

مهناز گفت : چند سال از زندگی مشترکمان می گذشت که با مرگ ناگهانی پدرشوهرم، ارثیه چشمگیری به همسرم رسید و زندگی ما متحول شد. دیگر زندگی در محل قبلی برایمان بسیار کوچک بود تا این که تصمیم گرفتیم با فروش ملک و املاکمان به محله های لوکس بالاشهر برویم . همسرم یک واحد آپارتمانی گرانقیمت ، خودرو و یک مغازه خرید و کار و کاسبی به راه انداخت. طولی نکشید که از وضعیت مالی خوبی برخوردار شدیم و بهترین لوازم زندگی را برای منزلمان خریدیم. در این میان من هم با خرید یک دستگاه گوشی آخرین مدل و گران‌قیمت وارد شبکه های اجتماعی شدم و با دوستانم در مورد مسائل مختلف گفت و گو می کردیم ؛ بیشتر وقتم در شبکه های مختلف اجتماعی میگذشت و علاقه شدید من به شبکه های اجتماعی موجب شد تا به اصرار من شوهرم نیز عضو گروه های اجتماعی شود.

روزها به همین ترتیب می گذشت تا این که حدود چند ماه قبل همسرم سراسیمه و غضب آلود وارد خانه شد و در حالی که دستانش از شدت خشم می لرزید و خیلی عصبی و ناراحت بود ، فریاد میزد: خوب شد که تو را شناختم! تو زن نجیبی نیستی! تو خرابی و هرچه از دهنش در امد به من گفت !

در حالی که مات و مبهوت مانده بودم، او عکسهای خصوصی و نیمه عریانی را در یکی از شبکه های اجتماعی نشانم داد و گفت این عکس های شرم آور تو نیست؟! این عکسهای زن من است که دست به دست میشود ! با دیدن آن عکس ها درجا میخکوب شدم . باورم نمی شد، شوکه شده بودم و انگار دنیا روی سرم خراب شده بود !  آن تصاویر خیلی به من شباهت داشت اما خودم میدانستم من نبودم چون من اینکار را نکرده بودم . هرچه برایش قسم  خوردم که آن عکس ها مربوط به من نیست، همسرم باور نمی کرد. رحیم می گفت تصاویر را به چند عکاس حرفه ای نشان داده است و آن ها گفته اند این عکسها اصل هستند و فتوشاپ نشده اند. آن روز همسرم برایم شرط گذاشت و گفت: اگر این عکس ها مربوط به تو باشد باید بدون هیچ گونه حق و حقوقی از زندگی ام خارج شوی و حضانت بچه ها را به من واگذار کنی و اگر این گونه نباشد من نیمی از دارایی ام را به نام تو ثبت می کنم، چرا که این تصاویر را یکی از دوستان نزدیکم برایم ارسال کرده است و دیگر اعتمادی به تو ندارم.

حالا زندگی آرامم به هم ریخته و اعتماد بین من و همسرم را از بین رفته تا جایی که او برای اولین بار در زندگی مشترک مرا زنی «نانجیب» خواند. او در حالی که عنوان می کرد امروز تنها چشم امیدم به تخصص نیروهای انتظامی است تا راز این معمای عجیب را فاش کنند و زندگی مرا نجات دهند.

Loading...
زن جوان ادامه داد: نیروهای تخصصی پلیس با بررسی های کارشناسی تصاویر موجود، در یک نامه رسمی اعلام کردند این عکس ها شباهتی به من ندارد، اما همسرم قانع نشده است و ادعا می کند چشمانش اشتباه نمی کند ! او دیگر به من اعتماد ندارد و هیچگونه قبول نمیکند که این عکسهای را من منتشر نکرده ام و اصلا این عکس ها عکس من نیست ! او می گوید به فرض این که تصاویر مربوط به تو نباشد باز هم باید پاسخگوی دیگر کارهایت در شبکه های اجتماعی باشی! چرا که دیگر بی اعتمادی در زندگی ام موج می‌زند.زن جوان گفت: اکنون زندگی من در حالی در آستانه نابودی و او اصرار به طلاق دارد و قصد جدایی دارد لطفا مرا راهنمایی کنید که چه کنم !

منبع : رکنا

Loading...

جواب دهید

نظر دهید
نام خود را وارد کنید