نقشه شوم سهیلا برای شوهر سومش با همدستی مرد غریبه

0
14575
Loading...

اواخر ماه پاییز مردی میانسال به اداره پلیس  بومهن رفت و از ناپدید شدن پسر 40 ساله اش به نام عباس خبر داد. وی گفت: پسرم پنج سال قبل با یک زن جوان که قبلا ازدواج کرده و دو فرزند داشت ازدواج کرد. چند ماه از آغاز زندگی آنها نگذشته بود که متوجه اختلاف های پسرم و عروسم شدم. تولد نوه ام هم اختلاف های آنها را کمتر نکرد تا اینکه از چند روز پیش متوجه شدم پسرم ناپدید شده است.

از عروسم سراغ پسرم را گرفتم اما عروسم می گفت پسرم به سفر رفته است.  من به حرف های او مشکوک هستم. حالا چند روز است که از عروسم بی خبر هستم. او همراه نوه چهارساله ام و دو پسر 8 و 11ساله خودش خانه شان را ترک کرده است و غیبشان زده است !

پلیس در نخستین گام از تحقیقات به خانه عباس رفت اما ردی از همسر وی به نام سهیلا به دست نیاورد. ماموران پلیس در بررسی خانه به گودالی که شواهد نشان می داد به تازگی در وسط حیاط خانه کنده و پر شده است مشکوک شدند و به بررسی آن پرداختند. به این ترتیب جنازه عباس که زیر خاک دفن شده بود کشف شد.

به این ترتیب فرضیه جنایت خانوادگی قوت گرفت و تلاش پلیس برای ردیابی سهیلا آغاز شد. پلیس در تعقیب این زن بود که از حومه شهر خبررسید یک زن جوان با مشخصات سهیلا در تلاش است تا پسر 8ساله اش را در مدرسه دورافتاده ای در یکی از روستاهای حومه تهران ثبت نام کند. پلیس با نیابت قضایی به محل مذکور رفت و زن مشکوک را دستگیر کرد. با تکمیل تحقیقات روشن شد سهیلا پس از قتل  همسرش همراه فرزندانش وبا یک مرد غریبه به آنجا رفته تا در آنجا زندگی زیرزمینی و مخفی داشته باشند

Loading...

زن جوان به قتل همسرش با همدستی مرد غریبه اعتراف کرد

وی در تشریح جزییات زندگی اش گفت: همسرم اولم 8سال قبل در تنکابن ناپدید شد. به همین خاطر چند سال بعد و با داشتن یک پسر با همسر دومم در همدان ازدواج کردم. چون از همان ابتدای زندگی خانواده همسرم مخالف این ازدواج بودند درگیری های من و شورهمر شروع شد . صاحب یک پسر شده بودم که همسرم برای ادامه تحصیل به ترکیه رفت و دیگر بازنگشت. من هم غیابی طلاق گرفتم وبا عباس ازدواج کردم.

وی ادامه داد: عباس مرد سختگیری بود.با اینکه صاحب یک پسر شده بودم اجازه نمی داد به تنهایی از خانه خارج شوم. خیلی محدودم کرده بود و همیشه شک داشت که ممکن است به او خیانت کنم ! به فکر طلاق افتاده بودم اما عباس مخالف جدایی بود. به همین خاطر با همدستی یک مرد غریبه شبانه شوهرم را با چاقو کشتم.از دو کارگر خواستم تا به خانه ام بیایند . به دروغ به آنها گفتم گودالی وسط حیاط بکنند تا در آن حوض نصب کنند. بعد از کندن گودال جنازه را در آن دفن کردم و همراه فرزندانم فرار کردیم !

زن جوان چند ماه دیگر دادگاهی دارد و باید از خودش برابر قتل عمد دفاع کند

منبع : رکنا

Loading...

جواب دهید

نظر دهید
نام خود را وارد کنید